تبليغاتX
پسا غزل 5

 

و دیگر بود ُ مثل دیگران بود

محبت های قلبش بیکران بود

از این دنیا فقط یک لانه میخواست

که آن هم سهم از ما بهتران بود

 

لک الحمد و حمد  الشاکرین

اولین شماره هفته نامه تذهیب منتشر شد.

میتوانید آنرا در آدرس زیر دانلود کنید .خبر رسانی را میگزارم به عهده مخاطب فهیم ، مخاطبِ دوست ، خودِ دوست ...

 

دانلود هفته نامه تذهیب

 

یا عشق



نویسنده : راستین در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390

مستی بودی ؛ که باده مدهوشت کرد

با رابعهء زمان هم آغوشت کرد

شهریور بود ، از تو یک عهد گرفت

در چشم به هم زدن فراموشت کرد

زمستان که تمام شود ، روسیاهی می ماند و کلاغ با پرهای ذغالی اش ...



نویسنده : راستین در تاريخ یکشنبه یازدهم دی 1390
میـــــدانـم

پدر دو بخش است ؛

بخشی در گودال ...

و بخشی بر نیزه ؛

اما اینکه عمو چند بخش است را ،

تنها پدر میداند ...

 

میان باد ، دلش در هوای یاران بود

طناب حَسرتِ سریالِ سر به داران بود

میان رعد ، کسی بغض کرد و هی خندید

کویر در عطش ِ ابتدای ِ باران بود

 

 

 پ.ن : ترانه ای با صدای دوست داشتنی برادرم "مانی معتمد" که توصیه میکنم این تراک کوتاه رو گوش کنید . 

یا عشق ...



نویسنده : راستین در تاريخ شنبه بیست و ششم آذر 1390
 
 و لربک فاصبر ...
 
 
صدای باد می آید صدای زوزه گرگ


صدای العطش شاه ماهی و آبش


نزول مرگ و سیاهی میان دنیامان


و طعم سکس میان ِ نگاه ِ مهتابش


----------------------------------------


بلند میشوی از خواب و خوب مینگری


به تخت نیمه شکسته به سردی ناخن


صدای برف می آید میان ِ خیسِ حیاط


صدای برف می آید ، میان تلویزیون


----------------------------------------


بلند میشوی اما لبت نمیسوزد


سکوت میکنی اما به یاد خواب و شراب


میان خواب کسی نیست هی تشر بزند


که زیر بارش باران بخند و بعد بخواب


----------------------------------------


دوباره خواب تو را "میکند" به افسونش


دوباره در خوابت یک ستاره میسازی


و جمع میشود اینبار دست های قمار


ورق که رو بشود باز هم تو میبازی








یا عشق



نویسنده : راستین در تاريخ جمعه بیست و پنجم آذر 1390

اَعَر الله جمجمتک ؛

جمجمه ات را به خدا اجاره بده

(امام علی ع خطاب به قمر بنی هاشم - غزوه صفین )

 

میخوا هم از دشت که پرواز کنم

تو هِی گره افکنی و من باز کنم

پیشاپیش سرت به نیزه در خون

شرح غزل و قافیه آغاز کنم

دلم برای دوستانی که نیستند تنگ شده است ؛ دلم برای غلامحسین لهران پور تنگ شده است ،

برای اینکه برایش شعر بخوانم و اخم کند که دایره لغاتت را بالا ببر ، که اینقدر اسمان و زمین را به هم نباف

نیست که ببیند همان محمد شاعر کتاب سوم را منتشر کرده است ، نیست که ببیند چقدر دلم برایش تنگ شده است ، نیست که ببیند من امروز چقدر دلتنگ همان سلامی هستم که به من داد ،

سلام محمدِ شاعر...

آرام بخواب شاعر ؛

 آرام بخواب اســـــــــــــــتاد...

 

خبرگزاری ترک نیوز به همت برادر دوست داشتنی شمس الدین اسماعیل زاده خبر چاپ کتابم را منتشر کرده است ؛ آنرا در لینک زیر بخوانید .

خبر چاپ کتاب من در خبرگزاری ترک نیوز

 

یا عشق...

 



نویسنده : راستین در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390
امسال هم جان سالم به در بردیم ؛ افسوس ؛ شاید سال آینده ؛ شاید ...

حوصله نوشتن نیست ؛ اصلا حوصله نیست ؛ بگزار نا تمام بماند ...

باید به روز شد ، حتی با یک واژه ؛ حتی یک واژه ؛ حتی ...

 

آسمان می بارد امشب ...

 

حالم بد بود ؛ نم نم باران بود

زخم کمرم ز خنجر یاران بود

وقتی که گرفت آسمان رنگ سیاه

بر زیر تگرگ ؛ پیکرم بی جان بود

 

 

پی نوشت : غلی کریمی کلایه بدون خبر رسانی به روز میشود فکر میکنم هر ماه ؛ خودتان بخواند

علی کریمی کلایه

 

استاد مریم حقیقت به روز است ؛ بدون خبر رسانی ؛ هفت دو بیتی منسجم که مثل همیشه چند بار خواندنشان را توصیه میکنم

استاد مریم حقیقت

مریم حقیقت

 

دوست عزیز و شاعر خراسانی علی رضای بدیع با خبر چاپ یک کتاب به روز شده است ؛ او را بخوانید

علی رضا بدیع

علیرضا بدیع + تو

 

یا عشق ...



نویسنده : راستین در تاريخ پنجشنبه هفدهم آذر 1390

 

اولین تنفس ...

سخت است ز بی دست و پاها باشی

در غافله گذر تو تنها باشی

سخت است اسیر واژه ها مسخ شوی

با بال شکسته باز طاها باشی

 

یک جشن تولد نفرین شده در یک ماه نفرین شده ؛ تحملش حتی از دوست خشنم هم سخت تر بود

از همه دوستانی که در فیس بوک و کامنت های بلاگ و اس ام اس و تماس مرا مورد لطف خودشون قرار دادند صمیمانه تشکر میکنم و ان شا الله با کمی تاخیر همه آن ها رو پاسخ خواهم داد ، اگر فرصتی باقی باشد ...

حال و هوایم سخت عاشروایی است ؛ و تو چه میدانی غاشورا چیست ...

گودال چیست ...

 

 

 

 

 



نویسنده : راستین در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390

 

زندگی ماجرای منفوری است

که هزاران جسد تلف دارد

مرگ یک اتفاق مرموز است

که به این زندگی شرف دارد

 

 

امشب چشای من مثل ابرای بهاره   /// نخند به حال من ؛ که حالم گریه  داره

چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیری بزاره ؟ /// آره بخند ؛ بخند ؛ که حالم خــــــنده داره

(محسن یگانه - بخند ؛ احرای کنسرت شفق ۱۳۹۰)

 

یوم یفر المرء من اخیه ...

 

 



نویسنده : راستین در تاريخ دوشنبه سی ام آبان 1390
اسمشو تقدیر نزار رفیق ،

ما با هم هستیم ،

حتی اگر ازمنجنیق فلک سنگ فتنه ببارد ،

یادت نرود!!

چتر ما خداست ...

ما رفیقیم ...

آسمان شکرستان سه روز پشت سر هم بارید و بارید و بارید و زمین خشک آنقدر نوشید که سیراب شد

و اما شعر :

کیمیایی و حس نوستالوژی
گشت ارشاد و هی کلنجارش
میز که میشکست در مشتم
توف به گور بابای نجارش
توی شهری که بغض عُق میزد
باند پرواز نابهنجارش
دارم از دست میدهم سر را
طبق امر مخوف حجٌارش
سایه ای هم ندارد از سر لطف
سرو بالا بلند و اشجارش
داری از دست میروی داری
میروی سوی متن ته دارش
میروی تا که واژه گریه کنی
همچو منصور بر سر ِ دارَش
که ندارد بهشت ، برزخ ِ ما
روزه های شکسته ، شک دارَش
روزگار ِ شکسته ، بسته شده
روزگار ، مخوف غدٌارش
چشم هایش به غم نشسته و بعد
چشم های قشنگ نم دارش
دوش دیدم جنازه آوردند
در پتو بود ، نعش دلدارش
خسته ام از زمان ، زمان و زمان
ثانیه های پست کشدارش
رقص را توی باد میکردیم
چیت رُز های طرح گلدارش
ما که رفتیم ؛ بعد میفهمید
ارج و قرب و شکوه و مقدارش

وقتی نباشی آسمان هر روز بارانیست - مجموعه شعر



نویسنده : راستین در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390

خاطرم رفت ، بعد رسوایی ، کوس ها یکصدا تو را زده اند
و تو دق میکنی ، نمیبینی ، تشتت از روی بام می افتد


دلگیرم از آسمان و زمین

سخت دلگیرم

با شما هستم حضرت عشق ؛ این رسمش نبود ...



نویسنده : راستین در تاريخ شنبه بیست و هشتم آبان 1390